|
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
|
با نگاه غمزده بغض بارون چشام
لحظه تلخ سکوت قصه ها مونده برام
تو سکوت خاطرات چشمای خیس خزون
گم شدی ستاره باز تو آسمون بی نشون
غزل و ساده می گم کم و اندازه میگم
تو فقط اینجا بمون نرو تا برات بگم
روزگار تلخ من قصه ها رنگ خزون
با دل عاشق من تو دلت نا مهربون
رفتی اما دل تنگم پشت پنجره می شینه
هنوزم توی این شیشه جای خالیت و می بینه
روزگار رفت و تو رفتی تو سکوتم و شکستی
حالا که دیگه می دونم با غریبه ها نشستی
باز صدای پا می یاد از تو کوچه های دور
می بینم تو تاریکی میزنه روزن نور
اون کیه غم منه همدم تنهاییام
اونکه با تو اومده تو غم رسواییام
![]()
Welcome To Java Script Code