|
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
|
کنار پنجره نشستم
شعر وحیدو زیر لب زمزمه میکنم ..!! مرگ من روزی فرا خواهد رسید .. روزی از این تلخو شیرین روزها .... به این فکر میکنم که خدا چرا ما رو آفرید ؟؟!!؟ واقعا چرا؟ اگه نه خدایی بود نه دنیایی چه جوری بود؟ اگه هیچیه هیچی وجود نداشت ... اصلا خدا چرا آدمو آفرید که چی بشه؟ آره خوب خدا برای هر کاری دلیل داره ولی خیلی دلم میخواد دلیل اینو بدونم ... آفرید که زجرش بده؟ آفرید که وقتی خواست از دنیا بره با یه کوله بار گناه بره؟ چرا؟ که چی بشه؟ و سوالهای بی جواب دیگه که ذهنمو مشغول کرده ... زیر لب زمزمه میکنم .. میرسد از ره که در خاکم نهند گل به روی گور نمکناکم نهند ... ! 
Welcome To Java Script Code